مهدیس و اولین سفره هفت سین


امسال تحویل سال ساعت 2 و 31دقیقه بود.قبل از تحویل سال من و خاله زهرا مشغول سفره هفت سین بودیم.مامان جون مشغول کیک درست کردن. بابا جون تو باغچه داشت به گلدوناش اب می داد وبابا وحید مشغول سر و کله زدن با شما و پسرخاله امیررضا بود.کیک اماده شد.سفره چیده شد.هممون لباس خوشکل پوشیدیم و نشستیم دور سفره تلوزیون روشن و منتظر لحظه تحویل سال .متاسفانه متاسفانه موقع تحویل سال مهدیس خانم فوق العاده بد اخلاق بود چون خوابش میومد.مهدیس جون این وره سفره نق می زد و امیررضا جان اون وره سفره فضولی می کرد همه از دست شما کلافه شده بودن.ولی لیانا گلم مثل یه خانم اروم نشسته بود و به مهدیس و امیررضا نگاه می کرد.البته چون هنوز خیلی کوچولو بود نمی تونست کاری کنه.مامان جون می گفت خدا به دادتون برسه اگه مهدیس بخواد تا اخر سال نق نقو باشه و امیر ضا هم که همش مشغول ناخنک زدن به کیک و وسایل سفره بود بخواد شکمو باشه.اهنگ تلوزیون که شروع شدهمه به هم تبریک گفتیم وبابا جون که قبلا عیدی هممون رو داده بوو ولی از لای قران اسکناس سبز در اورد و به همه داد.خیلی باحال بود.بعدشم تلفن ها و تبریکات شروع شد.


مهدیس و اولین سفره هفت سین
